و من حتی آن روز را هم به خاطر دارم
لحظه ای که مادرم از تنها زایشگاه این شهر کوچک بیرون می آید
در حالی که مرا سخت در آغوش گرفته است
ماه اسفند است و من
قبل از اینکه با هر جنبنده ای آشنا شوم
به مادرم سلام کردم.
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
روژانادل در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
|