مثل چکمه های سوراخی که از بوی باران وحشت دارند
من از بزرگ شدن وحشت دارم.
کاش می شد دوباره بچه شوم
با همون چکمه ها
با همون قمقمه ی آب
با همون دفتر مشق کثیفم
دلم می خواست دوباره یه تیرکمون می ساختم و همه شیشه های محلمونو می آوردم پایین
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
روژانادل در پنجشنبه سوم مرداد 1387
|